تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
نص بر هر متنى است كه محصول فكر متعارف بشر است :
قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
. « 1 » افزون بر اينكه اساسا اگر اعجاز قرآن مربوط به سلب انگيزه يا توان آدمى باشد ، هيچ گونه فضيلتى براى قرآن به حساب نيامده و تحدّى مفهوم ندارد . درست همانند آنكه اگر دست كسى را ببندند و در عين حال او را دعوت به مبارزه و دفاع از خود نمايند ، طبيعى است كه اين دعوت لغو است . آيا قائلان به صرفه مىتوانند دعوت خداى حكيم به تحدّى را لغو تلقّى كنند ؟ !

ب - بررسى دلايل

اولا : اين سخن كه قرآن دليل نبوت به شمار نيامده و همانند ساير كتب آسمانى صرفا براى تشريح احكام نازل گشته است ، مخالف نص شريف قرآن كريم است كه در پاسخ معجزه طلبى و نشان خواهى كافران خود را به عنوان آيت و برهان رسالت پيامبر به شمار مىآورد :
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ . . .
أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ . . .
« 2 » ثانيا : اين دعوى كه اعراب مىگفتند اگر بخواهيم مانند قرآن را خواهيم گفت ( انفال / 31 ) ، آرزويى بيش نبود و تاريخ هيچ گونه گزارشى نداده است كه آنان در اين امر توفيق يافته باشند . به حتم اگر اين آرزو براى آنان تحقق پذير بود از صرف مال و ثروت و از دست دادن جان و خون سهل‌تر مىبود . به عكس اعتراف ژرفكاوان و سخن پردازان ايشان چون وليد بن مغيره آن بود كه : و اللّه لقد سمعت من محمد كلاما ما هو من كلام الانس و لا من كلام الجن و انّ له لحلاوة و انّ عليه لطلاوة و انّ اعلاه لمثمر و انّ أسفله لمغرق و انّه ليعلوا و لا يعلى عليه . ثالثا : اينكه گفته شد آيات قرآن همه در يك سطح نمىباشند ، بايد توجه داشت عبارات و آيات قرآن با توجه به موقعيت خاص خويش همه برخوردار از حد لازم
هامش
( 1 ) قصص / 49 . ( 2 ) عنكبوت / 50 - 51 .