نداشت كه در ذيل روايت بگويد :
« أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسرّ إلىّ فى مرضه مفتاح الف باب من العلم يفتح كل باب الف باب » . « 1 »
اينكه على از اسرارى سخن مىگويد كه در هنگام فوت پيامبر از حضرت آموخته ، مطالبى كه كليد هزار باب علم مىشده تا آنها را بنويسد ، آيا چيزى جز قرآن و در تفسير و توضيح كلمات وحى بوده است ؟ بىگمان اين مطالب از دانستنيهايى بوده كه حضرت على آن را آموخته و به كتابت در آورده است .
شاهد ديگر بر اينكه مصحف امام افزون بر قرآن بوده ، محاجهاى است ميان امام حسن مجتبى و معاوية بن ابى سفيان كه بنابر نقل سليم از عبد اللّه بن جعفر كه چگونگى برخورد امام على را درباره مصحف چنين شرح مىدهد :
اى معاويه ، خليفه دوم مرا در زمان امارت خود بسوى على بن أبى طالب فرستاد و گفت : تصميم گرفتهام قرآنى در مصحف بنويسم ، پس آنچه از قرآن نوشتهاى براى ما بفرست . حضرت در پاسخ گفت : قسم به خدا پيش از آنكه كتابم به دست شما برسد ، بايد گردنم را بزنيد . من به حضرت گفتم : براى چه ؟ فرمود : چون خداوند متعال مىفرمايد :
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 2 » ، يعنى همه آنچه در اين كتاب است به آن نمىرسد مگر اينكه مطهر و تزكيه شده باشند . در اين هنگام عمر غضبناك شد و گفت : فرزند ابى طالب گمان كرده است كه علم پيش احدى غير از او نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) - همان / 658 .
( 2 ) - سوره الواقعة / 79 .
( 3 ) - كتاب سليم ، ج 2 / 848 .