از ميان چهار احتمال ، احتمال آخر مقبولتر است . بويژه آنكه احتمال نخست با سياق برخى از آيات ناسازگار مىرسد و همانطور كه در ويژگى نخست توضيح داده شد ، كما انزل اللّه به معناى مطابقت با نزول است نه ترتيب نزول و گرنه صرف تغيير در ترتيب موجب سرآمد مصحفها شدن ندارد ، چنان كه از عكرمه نقل شده : « لو اجتمع الانس و الجن على ان يؤلفوه ذلك التأليف ما استطاعوا » . « 1 » چرا جن و انس نتوانند به ترتيب نزول تأليف كنند ، مگر تأليف كردن به ترتيب نزول چه مشكل دارد و بر فرض چه خصوصيت مهمى به وجود مىآورد كه ديگران نتوانند چنين كارى را انجام دهند . اگر يكى از صحابه ترتيب آن را تغيير مىداد ، مگر غير عملى بود ، يا عملى انحصارى شناخته مىشد . بىگمان آنچه موجب برترى مىشود و در تعليل روايت ابى رافع آمد : و كان به عالما « 2 » مسئله تفسير و بيان اسباب نزول است كه امام على در سفر و حضر با پيامبر همراه بود و از دوران نوجوانى با آموزههاى وحى سر و كار داشت و حضرت در اين باره مىفرمايد : آيهاى بر پيامبر نازل نشد مگر آنكه پيامبر آن را بر من خواند و آن را نوشتم و تأويل و تفسير آن را به من آموزاند . « 3 »
اما احتمال دوم منافاتى با احتمال چهارم ندارد و بيان حقيقت تنزيل مىتواند همان تفسير باشد . و احتمال سوم ، گرچه ذكر اسباب نزول در فهم تفسير بسيار مهم به نظر مىرسد و از طرفى مقدمه فهم كلام وحى شناخته مىشود ، اما منافاتى با تفسير ندارد و اگر گفتيم در مصحف حضرت تفسير بوده است ، شامل اسباب نزول هم خواهد شد ، اما اگر گفتيم اسباب نزول
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 89 / 48 ، ابن ضريس ، فضائل القرآن / 35 .
( 2 ) - بحار ، ج 89 / 52 و شهر آشوب ، مناقب آل ابى طالب ، ج 2 / 50 .
( 3 ) - تفسير عياشى ، ج 1 / 291 ، خبر 52 .