وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا
. « 1 »
در اين آيه خداوند مىگويد كسانى كه مرتكب فاحشه مىشوند مجازاتشان اين است كه در خانه نگهدارى و حبس شوند تا بميرند . در حالى كه در جاى ديگر مجازات را چيز ديگرى معين مىكند :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
. « 2 »
زن و مرد زناكار از آنها 100 تازيانه زده مىشود .
گفتهاند : آيه اول منسوخ و آيه دوم ناسخ است ، چون گرچه ميان فاحشه و زنا ترادف نيست ، اما بگونهاى تنافى ديده مىشود . بنابر اين احتمال ، مىتوان نسبت ناسخ و منسوخ برقرار كرد و اول منسوخ را آورد ، سپس ناسخرا . « 3 »
2 - احتمال ديگر آنست كه مسئله تقديم و تأخير در ذكر آيات مطرح نباشد ، بلكه منظور بحث و بررسى و مشخص كردن منسوخ و ناسخ باشد .
از نظر منطقى و سير طبيعى بحث و براى روشن شدن حكم قرآن دربخشى از آياتى كه به شريعت مىپردازد ، نياز به چنين چينش و نظم مباحث است .
اما اشكال مهمى كه به اين برداشت شيخ مفيد و ديگران وارد است ، اينكه در روايات تعبير به تقديم و تأخير نيامده است ، آنچه در روايات آمده ذكر ناسخ و منسوخ آمده ، حتى از نظر تعبير واژه ناسخ مقدم بر منسوخ شده و اين شيخ مفيد و ابن جزى و ديگران بودهاند كه از اين عبارت برداشت
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيه 15 .
( 2 ) - سوره نور ، آيه 2 .
( 3 ) - البته بنابر اين فرض كه اين دو آيه ناسخ و منسوخ اصطلاحى باشد و اگر به اصطلاح قدما برگرديم كه حتى تخصيص و تقييد را احيانا جزو ناسخ و منسوخ دانستهاند ، اين مثال براى روشن شدن بحث مفيد است و گرنه اين دو آيه نه تنافى محتوايى دارد و نه در مقام بيان رفع حكم نخست است .