نيست : يكى قرآن و ديگرى احكام شرعى .
اين روايات با تعبيرهاى ذيل آمده است :
قرآن نيست ( ما هو قرآن ) ؛ « 1 » گمان نمىكنم قرآن باشد ( ما أزعم أنّه قرآن ) ؛ « 2 » چيزى از قرآن در آن نيست ( ليس فيه شىء من القرآن ) ؛ « 3 » چيزى از كتاب اللّه در آن نيست ( ما فيه شىء من كتاب الله ) ؛ « 4 » آيهاى از كتاب اللّه در آن نيست ( ما فيه آية من كتاب الله ) ؛ « 5 » حرفى از قرآن در آن نيست ( ما فيه حرف من القرآن ) « 6 » و يك حرف از قرآن موجود در آن نيست ( ما فيه من قرآنكم حرف واحد ) « 7 » .
علامه مجلسى در بحار الانوار به نقل از كتاب خطى جوامع الفوائد حديثى را به نقل از ابو بصير چنين نقل مىكند :
امام صادق عليه السّلام اين آيه را چنين خواند : « سئل سائل به عذاب واقع للكافرين ( بولاية علي ) ليس له دافع . » آن گاه امام فرمود : در مصحف فاطمه چنين است . » « 8 »
اما بايد گفت اين حديث معتبر نبوده ، محمد بن سليمان ديلمى در
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 26 ، ص 41 - 42 ، ح 73 .
( 2 ) - همان ، ص 45 ، ح 30 .
( 3 ) - همان ، ح 79 .
( 4 ) - همان ، ص 43 ، ح 39 .
( 5 ) - همان ، ج 47 ، ص 271 ، ح 3 .
( 6 ) - همان ، ص 46 ، ح 34 .
( 7 ) - همان ، ج 26 ، ص 39 ، ح 10 .
( 8 ) - همان ، ج 37 ، ص 176 ، ح 63 ؛ روضة الكافى ، ص 43 ، ح 13 .