موجود بوده است و نه ترتيب نزول و عثمان ترتيب ديگران را كه خلاف بوده ، گرفته و از بين برده است .
ثالثا : لازمهء پذيرفتن ظاهر اين روايات ، قبول تحريف قرآن است كه هيچيك ملتزم به آن نيستيم ، مانند آن چه نقل شد كه در قرآن حضرت ، سوره خلع و حفد بوده يا قرائتهايى كه مغيّر معناست يا الفاظ ديگر آمده است .
رابعا : اگر ترتيب قرآن همان بوده كه على ( ع ) انجام داده و بنا بر نقل مجلسى از امام باقر ( ع ) كه فرمودند :
« ما من احد من الناس يقول : انه جمع القرآن كلّه كما انزل اللّه الا كذب و ما جمعه و ما حفظه كما انزل اللّه الّا على بن ابى طالب و الائمة من بعده » « 1 »
بايد ترتيب حضرت توقيفى باشد و مىبايست حضرت نسبت به ترتيبهاى ديگر اعتراض كند ، كه نه تنها حضرت اعتراض نكرده ، بلكه خود و ديگر ائمه ( ع ) دستور دادهاند كه قرآن را اين چنين بخوانند و همين ترتيب را تأييد كردهاند و حضرت در جملهاى كوتاه فرمودند :
« ان القرآن لايهاج اليوم و لا تحويل » « 2 »
همانا قرآن از اين پس هرگز روى خزان برنياورد و تغيير نپذيرد .
از آن جا كه در بحث پيشين ، توضيحات مفصلى در لوازم پذيرفتن اين گونه روايات داده شد ، از ذكر تفصيل اشكالات خوددارى و به همين اندازه بسنده مىگردد .
هامش
( 1 ) مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 / 88 ، حديث 27 .
( 2 ) طبرسى ، مجمع البيان ، ج 9 / 218 ، ذيل آيهء « و طلح منضود » در سورهء واقعه كه بنا بر نقل ايشان ، فريقين آن را ذكر كردهاند . در زمينهء متابعت به تلاوت متداول ، مراجعه كنيد :
وسائل الشيعه ج 4 / 821 ؛ بحار الانوار ، ج 89 / 42 - 41 ؛ الاتقان ، ج 1 / 59 ؛ النشر فى القراءات العشر ، ج 1 / 8 .