رسولى از جانب خدا كه كتابهاى آسمانى پاك را تلاوت مىكند و در آن كتابهاست نامههاى استوار .
اكنون ببينيم كه منظور از " قيم " بودن قرآن چيست ؟ در اين باره وجوهى ذكر شده :
* قيم به معناى مستقيم است و در قرآن هيچگونه كجى وجود ندارد . ( تأكيد كلمه ماقبل )
* قيم به معناى تضمينكننده مصالح مردم از طريق بيان احكام و شرايع .
* قيم به معناى تدبيركننده امور و قرآن كريم از آنجهت كه متضمن بيان دين قيم است در واقع تدبيركننده امور دنيوى و اخروى مردم مىباشد . ( شبيه معناى قبلى )
* قيم به معناى معتدل و قرآن كتابى است كه در آن افراط و تفريط نشده است .
* قيم به معناى نگهبان و قرآن با تصديق كردن كتابهاى آسمانى ديگر در حقيقت آنها را حفظ مىكند .
به نظر ما همه اين وجوه را مىتوان به قرآن حمل كرد و مانعى از آن نيست .
2 - قول فصل
اين تعبير به معناى سخن جدى و قاطعى است كه ميان حق و باطل فاصله مىاندازد و هرگز قابل نقض و ابرام نيست اين تعبير را بيشتر در حل اختلافات و در قضاوتهاى مهم به كار مىبرند و مىتوان گفت كه قول فصل ، آن سخن آخرى است كه چون و چرا ندارد و جاى شك و ترديد باقى نمىگذارد .
قرآن كريم قول فصل است و حق و باطل را از هم جدا مىكند . سخنى است كه بالاى آن سخنى نيست و حكم آن قاطع و غير قابل ترديد است :
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
« 1 »
هامش
( 1 ) - سوره طارق ، آيات 13 و 14 .