و زياد تكرار نشده بلكه در هر سورهاى به نحوى آمده ؛ گاهى به اجمال و گاهى به تفصيل و نيز صحنههائى در آيات يك سوره آمده كه در سورههاى ديگر نيامده و همواره قصه به صورتى تكرار شده كه مطلبى اضافى نسبت به سورههاى ديگر دارد و بعضى از صحنهها فقط يك بار آمده و هرگز در سورههاى ديگر تكرار نشده مانند داستان ملاقات حضرت موسى با حضرت خضر كه منحصرا در سوره كهف آمده است « 1 » .
داستانهاى ديگر قرآن نيز مشابه داستان حضرت موسى است كه اگرچه يك داستان در بعضى از سورهها تكرار شده ولى به نوعى قصهپردازى شده كه با سورههاى ديگر متفاوت است بنابراين تكرار بعضى از قصهها و يا مطالب ديگر در قرآن تكرار معنوى است و در هر جا براساس هدفهاى خاصى تكرار شده كه براى تفهيم بهتر مطلب ضرورى بوده است .
هامش
( 1 ) - تفصيل بيشتر اين موضوع را در كتاب : التصوير الفنى فى القرآن نوشته سيد قطب ص 126 به بعد بخوانيد .