از اينگونه تعبيرات در كتب لغت و تفسير و علوم قرآن بسيار است و ما نمونههائى از آن را نقل كرديم بقيه تكرار همين مطالب است از جمعبندى اين گفتهها ، نظريات و اقوال زير بدست مىآيد :
1 - قرآن اسم خاص كتاب خداست و نه مشتق است و نه مهموز ( شافعى )
2 - قرآن از قرن به معنى ضميمه كردن آمده ( اشعرى )
3 - قرآن از قرء به معنى جمع كردن آمده است ( ابن اثير و ابو اسحق )
4 - قرآن از قرء به معنى خواندن و قرائت كردن آمده است ( طبرسى و لحيانى )
به اين اقوال دو قول هم از مستشرقين اضافه مىكنيم :
1 - قرآن به معنى تبليغ كردن است ( بلاشر ) « 1 »
2 - قرآن به معنى با صداى بلند و خوش خواندن است ( پطروشفسكى ) « 2 »
ما تصور مىكنيم كه قرآن اسم خاص كتاب آسمانى اسلام است و همه معانى ذكر شده را مىتوان در آن لحاظ كرد . وقتى كسى قرآن مىخواند هم كلمات و آيات آن را به يكديگر ضميمه كرده و جمع نموده و هم مىخواند و هم تبليغ مىكند و هم با صداى بلند و خوش مىخواند . ( چون مطالعه بىصدا را نمىتوان قرائت ناميد )
2 - فرقان :
يكى ديگر از نامهاى قرآن « فرقان » است كه در چندين آيه از قرآن كريم اين اسم آمده است پيش از آنكه به بحثهاى ادبى و لغوى درباره فرقان بپردازيم ، دو نكته را خاطرنشان مىكنيم :
1 - فرقان اسم خاص قرآن نيست و به كتب آسمانى ديگر نيز اطلاق مىشود بطوريكه در خود قرآن به كتاب آسمانى موسى فرقان اطلاق شده است .
هامش
( 1 ) - رژى بلاشر ، در آستانه قرآن ص 133 .
( 2 ) - پطروشفسكى ، اسلام در ايران ص 111 .