حقايق است و شعر ، خيال بافتن مىباشد و اين دو ، با دعوت بسوى يكتاپرستى مناسب نيست و در دعوت بدين به كار نميرود و اهل منطق نيز در كتب خود اين دو قسم را مورد توجه قرار ندادهاند .
اما برهان و حكمت در اصول عقايد ، خطابه و موعظهء حسنه در فقه و اخلاق و امثال آن و جدل در احتجاج با مخالفين به كار ميرود .
جدل بر دو قسم است يكى به حق و ديگرى بباطل .
جدال به حق بموجب آيهء 46 سورهء عنكبوت امر شده و آن اقامهء حجت بر مخالفان است :
وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
( با يهود و نصارى جدال مكنيد مگر بنيكوتر وجهى و اگر ايشان بدخوئى كنند شما خوشروئى نمائيد ) .
جدال بباطل نهى گرديده مانند جدل در معرفت حضرت حق زيرا به چيزى كه لايق او نيست منجر شود و خداوند حكيم بموجب آيهء 69 سورهء مؤمن مجادلين در آيات را به جهت انكار آنها مذمّت فرموده :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ
( اى پيغمبر اكرم آيا نمىبينى آنان را كه خصومت و جدال در ابطال آيات خدا ميكنند بكجا برگردانده ميشوند و با وفور دلائل محكم بچه سبب از آيات الهى بر ميگردند و از تصديق به آن آيات خوددارى مىكنند ) .
ائمهء طاهرين عليهم السّلام و اصحاب ايشان نيز مناظره و مجادلهء به حق مينمودند و باطل را با حجج و براهين دفع ميكردند .