بزرگتر از ديگرى است و عبارتند از كتاب خدا و عترتم ، اگر به آن دو چيز ، چنگ بزنيد و پيروى نمائيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو نيز هرگز از هم جدا نميشوند تا در قيامت نزد حوض كوثر بر من وارد شوند ) .
جز كتاب اللّه و عترت ز احمد مرسل نماند * يادگارى كان توان تا روز محشر داشتن
از پى سلطان دين پس چون روا دارى همى * جز على و عترتش محراب و منبر داشتن
بندگى كن آل يس را بجان تا روز حشر * همچو بى دينان نبايد روى اصفر داشتن
( سه بيت از يك قصيدهء حكيم سنائى ) صفى عليشاه نيز چنين گويد :
هادى ما كاو محمّد بوده است * تارك فيكم چرا فرموده است
او كتاب اللّه و عترت را بما * كرده بعد از خويش راه و رهنما
تا كه امت زين دو ، هرگز نگسلند * تا بنور هر دو ، ايشان ره روند
پس تو را قرآن و عترت بس بود * هر چه جز اين ، رهزن و ناكس بود
درس قرآن و حديث عترتش * رهنما فرموده بهر ملتش
على بن ابيطالب عليه السّلام ميفرمايد :
بدانيد كه نيازمندى پس از قرآن و بى نيازى پيش از آن ، معنى و مفهومى ندارد پس درمان دردهاى خويش را از آن بخواهيد و در مشكلات خود از آن يارى بجوئيد چه قرآن داروى بزرگترين دردهاى اجتماعى شماست كه عبارتست از بيمارى كفر ، دو روئى ، نادانى ، جهل و گمراهى .
چنانچه بكلمات درر بار و سخنان حكيمانهء پيغمبر اكرم و عترت طاهرينش خصوصا خطبات مولى الموحدين امير المؤمنين على عليه السّلام توجه شود به خوبى بر ميآيد كه هدف و آرزوى آن بزرگواران اين بود كه مسلمانان جهان متوجه قرآن