فقه را كند و به ايستايى كشانده بود . شيخ با درك موقعيت خطير ، به مبارزه با اين خط كهنه انحرافى پرداخت و كتاب عدّة الاصول را تأليف نمود . وى در مقدمه كتاب مبسوط ، انگيزهء تأليف را تضعيف اين خط برمىخواند و مىگويد 29 :
« من هنوز گفتههاى فقهاى مخالفين را كه فقه ما را تحقير مىكنند ، مىشنوم و مدتهاست كه در فكر تأليف كتابى در فروع فقه هستم . آنچه بيشتر عزم مرا سست مىكرد ؛ اين بود كه اصحاب ما كمتر به اين كار رغبت نشان مىدادند ، زيرا با متون اخبار و صريح الفاظ روايات ، خو گرفتهاند . . . » و حتى شيخ در تفسير خود ، با استناد به آيات ، انديشه اخباريگرى را مىكوبد و ذيل آيهء
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ . . . »
مىگويد 30 :
« و نيز اين آيه بر نادرستى گفتار ناآگاهان اصحاب حديث گويايى دارد . »
همچنين در مقدمهء عدة الاصول ، به انگيزهء تأليف اين كتاب اشاره و بر اين خط انحرافى مىتازد . 31 از اينرو ، شيخ طوسى - قدّس اللّه نفسه الزكيه - پاى به ميدان اجتهاد نهاد و در مقدمه كتاب مذكور ، خود را پيشگام نگارش چنين كتابى برشمرد 32 :
« و آنان كه در اين زمينه دست به تأليف زدهاند ، هر يك بر اساس اصول و مبانى كلامى خود ، قلم زده و تاكنون كسى از مذهب اماميه نيز در اين باب كتابى ننوشته است . »
از جمله نظرات اصولى وى ، عدم حُجيّت اخبار واحد از غير عدل امامى است و نيز در باب اجماع ، حجيت آن را بر اساس قاعده لطف معتقد است .
كتاب عدة الاصول از كهنترين و معتبرترين منابع اصولى است كه تاكنون مورد استفاده و استناد پژوهشگران و اصوليين بوده است .
بعد حديثى
اين جنبهء شخصيت والاى شيخ را با آشنايى دو اثر جاودانى تهذيب و استبصار مىتوان معرفى نمود . نزديكى شيخ به زمان ائمهء - عليهم السّلام - و نوّاب خاصّه و متون حقيقى حديث ، از امتيازات اين دو كتاب است . شيخ طوسى در