حوزهء علميه نجف را توسعه داد . سمعانى وى را ستوده و مىگويد 19 : « اگر بر غير انبياء صلوات جايز بود ؛ همانا بر وى درود و تحيات مىفرستادم . »
سرانجام شيخ الطائفه در سال ( 460 ه . ) به رضوان ايزدى و لقاء حق پيوست . 20
( * ) شيخ طوسى در آيينهء گفتهها
نجاشى كه از اساتيد شيخ بوده در كتاب رجالش دربارهء شيخ الطائفه مىگويد 21 :
« از علماى اماميه و مورد اعتماد و از چهرههاى سرشناس زمان ما است . او از شاگردان استاد ما ابو عبد اللّه بوده و آثارى چند تأليف كرده است . »
علّامه حلّى - رحمة اللّه تعالى عليه - نيز در خلاصهء خود مىگويد 22 :
« رئيس و شيخ گرانقدر مذهب اماميه ، مورد وثوق ، معروف ، صدوق ، آگاه و عالم به اخبار و رجال و فقه و اصول و فروع و جامع كمالات نفسانى در علم و عمل بوده است . »
تاريخ نگاران سنّى مذهب ، از كنار نام اين رادمرد تاريخساز ، به آسانى گذشته و تنها به ذكر سال وفات يا فقيه بودن شيخ بسنده نمودهاند كه اين بىانصافى هرگز با روحيه يك نگارندهء تاريخ ، سازگار نيست . 23 بگذريم و درگذريم كه به قول شيخ عبد الجليل قزوينى 24 : « فضل و زهد او اظهر من الشمس است » ما را چه حاجت به تمجيد ايشان ، و به قول شاعر :
لولا خشيت لقلت : ليس كمثله * فى قوة الابداع و الايجاد
كلّا و من تلقى عيون الدهر ما * لم تلق فى الازال و الآباد
گفتهها درباره شيخ بسيار است و مشت نمونه خروار ، لذا به همين مقدار اكتفا نموده و طالب تفصيل را به منابع مذكور ارجاع مىدهيم .
( * ) نگاهى كوتاه به ابعاد علمى شخصيت شيخ الطائفه
از گزيده گفتار بزرگان و فرزانگان علم و دانش مىتوان اجمالا به جنبههاى