دوم - عدم اشباع
گاهى هاء ضمير بدون كشش و با همان حركات كوتاه ( ضمه و كسره ) خوانده مىشود كه به اين حالت عدم اشباع مىگويند . مثال : منه - فيه - و له الحمد
هاء ضمير در موارد زير بدون اشباع و با حركت اصلى خود خوانده مىشود :
1 - هرگاه ماقبل آن ساكن باشد : مانند : منه - عنه - لدنه - اليه المصير - يأتيه الموت
2 - هنگامى كه پس از آن همزهء وصل ( كه شرح آن بعدا مىآيد ) واقع شود .
مانند : و له الحمد - به الرّيح - قوله الحقّ
3 - هنگامى كه پيش از آن حرف مدى باشد .
مانند فاسقينا كموه - انزلناه - احصيناه - فيه
سوم - استثنائات احكام هاء ضمير
بنا به قرائت عاصم ( روايت حفص ) ، هاء در موارد زير بر خلاف قاعدهء اصلى خوانده مىشود :
1 - در عبارت
« وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً »
سورهء فرقان كه به صورت اشباع ( فيهى مهانا ) خوانده مىشود .
2 - در
« وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ »
( كهف / 63 ) و
« عَلَيْهُ اللَّهَ »
( فتح / 10 ) كه طبق قاعدهء كلى بايد با كسره يعنى به صورت « انسانيه » و « عليه اللّه » خوانده مىشد استثنائا با ضمه ( انسانيه و عليه اللّه ) خوانده شده است « 1 » .
3 - در كلمهء « يرضه » در عبارت
« وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ »
( زمر / 7 ) بدون اشباع و با حركت كوتاه خوانده مىشود « 2 » .
هامش
( 1 ) - باتوجّه به اينكه ضمه در هاء ضمير مفرد مذكر غايب اصلى مىباشد هاء در ايندو كلمه نيز بنا بر اصل خوانده مىشود و شايد هم به دلايل معنوى اين حالت اعمال مىشود .
( 2 ) - شرح بيشتر در اين مورد در بخش فرش الحروف ( روايت حفص از عاصم ) آمده است .