باب نهم : هاء ( ضمير ) و احكام اشباع و عدم اشباع آن
هاء ضمير حرفى است كه در آخر كلمه به جاى اسم مىآيد و مراد از آن ضمير مفرد مذكر ( غايب ) است كه به آخر كلمه متصل مىباشد به هاء ضمير هاء كنايه هم گفته مىشود .
مثال : له ( براى او ) ، منه ( از او ) معه ( با او ) خذ كتابه ( كتاب او را بگير )
يكم - اشباع « 1 »
به معناى كاملآوردن و سير شدن است و در اصطلاح تجويد ، تبديل كردن حركات ضمه و كسره در هاء ضمير است به واو و ياء مدى . اين حالت ضد اختلاس است كه منظور از آن كامل ادا نكردن حركت حرف است .
هاء در صورتى به اشباع خوانده مىشود كه دو طرف آن متحرك باشد . اگر حرف قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد هاء به صورت واو مدى و اگر مكسور باشد هاء به حالت ياء مدى خوانده مىشود .
مثال : سمعه - ماله - من عنده كه به ترتيب سمعهو - مالهو - من عندهى خوانده مىشود .
هامش
( 1 ) - گاهى به جاى اشباع لفظ صله به كار مىرود .