« مثل الذى يعلم الخير و لا يعمل به ؛ مثل السراج الذى يضيىء للناس و يحرق نفسه . »
و به روايتى :
« مثل الفتيلة تضيىء للناس و تحرق نفسها . »
يعنى : مثل آن كه خوبى را مىداند و آن را به كار نمىبندد ، مثل چراغى است كه مردم را روشنى داده و خود را مىسوزاند . يا مانند فتيلهاى است كه به مردم روشنائى داده و خود را مىسوزاند .
2 ) وقتى كسى را موعظه كرده و مىگويى :
« انك لا تجزى على السيئة حسنة فلا تغر نفسك . »
تو در برابر كار بد پاداش نيك نمىبينى پس خود را فريب مده .
اين سخن را با اين مثل مقايسه كن :
« انك لا تجنى من الشوك العنب و انما تحصد ما تزرع » يعنى : از خار انگور نمىچينى و فقط كشته خويش مىدروى .
3 ) و يا وقتى مىگويى :
« لا تكلّم الجاهل بما لا يعرفه » با نادان در چيزى كه نمىداند سخن مگو .
مفهوم همين سخن را با اين مثل مقايسه كن :
« لا تنثر الدّر قدام الحنازير » گوهر پيش پاى خوك مريز .
يا با اين مثل :
« لا تجعل الدّر فى افواه الكلاب . »
در دهان سگان گوهر مريز .
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: حميد محمد قاسمى
ص٣٩