سمت مطلب اصلى رهنمون مىشود . « 1 »
« مثال » همواره يكى از موجزترين و مؤثّرترين روشها براى تأثيرگذارى بر افراد بشمار آمده و در جائى كه ساير روشها از بيان مراد آدمى عاجز بودهاند و مخاطب را از دستيابى به فهم مراد سخنگو باز مىدارد ، اين « مثال » است كه اين راه را سهل و آسان نموده ، و در قالب الفاظى موجز و تشبيهى گويا ، معنا را به وضوح به مخاطب منتقل مىسازد . « 2 »
ابو هلال عسكرى در اهميّت تمثيل مىگويد :
« انسان پس از سلامت سخن از غلط و لحن ، به شاهد و مثل و كلمه سائره محتاج است ، زيرا مثل بر فخامت منطق مىافزايد و جامهء قبول بر او مىپوشاند ، و ارزش آن را در دلها و شيرينى آن را در سينهها زياد مىكند ، و دلها را به حفظ آن مىخواند ، و آن را در اوقات مذاكره و هنگام صحبت و يا در ميدان مجادله و مباحثه به كار مىبرند . . . » « 3 »
فارابى ( متوفاى 300 ه ) مثال را از بليغترين و جامعترين حكمتها دانسته و مىگويد :
« مثل چيزى است كه عوام و خواص آن را دوست مىدارند ، چه الفاظ آن را و چه معنايش را ، تا جائى كه آن را همچون هديهاى به يكديگر مىبخشايند ، و در سختيها و مصائب روزگار ، بدان استشهاد مىكنند ، و آن را به سان گوهرهاى ناياب پاس مىدارند ، و به وسيلهء آن به مطالب و معارف بلندى دست مىيازند ، و غبار غم و اندوه را با آن از دل مىزدايند و مثال از بليغترين و جامعترين حكمتها است . » « 4 »
ابن عبدربّه اندلسى ( متوّفاى 328 ه ) نيز درباره مثل و شيوع و رواج آن مىگويد :
« مثل آرايش و زينت كلام ، و جوهر لفظ و شيرينى معنا است ، تا جائى كه عرب آن را برگزيد ، و عجم به آن روى نمود ، و در هر زمان و با هر زبان ، به آن سخن گفته شده است .
هامش
( 1 ) . شيوههاى تعليم در قرآن و سنّت ، ص 172 .
( 2 ) . الامثال فى القرآن الكريم ، محمد جابر فياض ، مقدّمه ، ص 9 .
( 3 ) . جمهرة الامثال ، ص 3 . به نقل از : امثال قرآن ، على اصغر حكمت ، ص 49 .
( 4 ) . ديوان الادب ، ج 1 ص 486 . به نقل از : الامثال فى القرآن الكريم ، محمد جابر فياض ، ص 86 .