« فصل 1 » « معناى مثل و اقسام آن »
-
معناى مثل
كلمهء « مثل » ( ) در اكثر لغات سامى مانند حبشى و آرامى و عربى به اختلاف لهجات به معنى : تشبيه چيزى به چيز ديگر مىباشد . « 1 » و « 2 » دربارهء ريشهء لغوى اين واژه چندين احتمال داده شده ، از جمله : « 3 » 1 - مبرّد ( متوفّى 285 ه ) مثل از « مثول » به معنى : مشابهت و همانندى گرفته و آن را چنين تعريف كرده است :
« مثل سخن رايج و شايعى است كه به وسيله آن حالى دوم ، را به حال اول ، يعنى حالتى را كه اخيرا حادث شده است به حالتى كه پيش از آن حادث شده و شبيه به آن است تشبيه كنند . » « 4 »
هامش
( 1 ) . بنگريد به :Encyclopaedia of Islam . VOL , 6 , P . 815و واژههاى دخيل در قرآن ، آرتور جفرى ، ص 373 .
( 2 ) . البته بايد دانست كه « تشبيه » عام و « تمثيل » اخصّ از آن است . پس هر تمثيلى تشبيه مىباشد ولى هر تشبيهى تمثيل نيست . ( اسرار البلاغه ، ص 53 )
( 3 ) . بنگريد به : لغت نامه دهخدا ، ج 12 ، ص 17888 ( ذيل واژه مثل ) و داستان نامه بهمنيارى ، مقدمه ، ص « يد » .
( 4 ) . مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 5 و 6 .