اين بحث ، بحثى است تعبدى كه بايد ادله و شواهد آن را در قرآن كريم و يا از احاديث جستجو كرد و عقل را در اثبات آن ، ( به اينكه بگويد : اگر آن حضرت عالم نباشد منافات با شؤون پيغمبرى دارد ) راهى نيست ؛ زيرا آن حضرت ، حتما و يقينا در يك وقتى عالم نبوده و بعدا عالم گشته است چرا كه علم همهء انبياء ، اكتسابى است چنانچه در خود قرآن ، آيات زيادى بر آن دلالت دارد كه عبارتند از :
1 -
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ »
« 1 » : همچنين روحى را از امر خودمان به تو فرستاديم ( كه تو را تعليم كند ) و تو قبلا هيچ اطلاعى از كتاب و ايمان نداشتى .
2 -
« قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً »
« 2 » : بگو پروردگارا علم مرا زياد فرما .
3 -
« وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ »
« 3 » : به تحقيق ، تو قرآن را از ناحيه خداى حكيم و دانا تلقى مىكنى .
4 - آياتى از قبيل
« ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ »
و آيه
« وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ »
و آيه
« وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ »
و آيهء
« وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ ، نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ »
و امثال اين آيات ، كه خداى تعالى از پيغمبرش مىپرسد : آيا غير از خدا چه كسى تو را از اين موضوعات آگاه كرده است .
هامش
( 1 ) سورهء شورى ، آيه 52 .
( 2 ) سوره طه ، آيه 114 :
( 3 ) سوره نمل ، آيه 6 .