پيغمبر اسلام نقل مىكند كه : جبرئيل در هر سال يك مرتبه ، قرآن را رسيدگى و مقابله مىكرد ولى در اين سال اين كار را دو مرتبه انجام داده است و اين نيست مگر اينكه اجلم نزديك شده است « 1 » .
از اين حديث نيز استفاده مىشود كه قرآن ، مجموعهاى است كه يك نسخهء آن در نزد جبرئيل است كه با آن ، قرآن پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) را مقابله مىكند و اين معنى دلالت دارد كه الفاظ قرآن ، همانست كه در دست جبرئيل است .
در كتاب مجمع البحرين مىنويسد : « معارضهء كتاب » به معناى مقابله آنست با كتاب ديگر . سپس مىگويد : و در روايت است كه جبرئيل در هر سال ، يك مرتبه قرآن را مقابله مىنمود جز سال فوت پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) . . .
4 - روايتى است كه مسلم در صحيح خود نقل مىكند از جمله اينكه : ابى سلمه مىگويد : پيغمبر فرمود پس به سوى خديجه رفتم و گفتم كه مرا بپوشانيد و پوشانيدند و آب بر بدنم پاشيدند . سپس خداوند متعال نازل فرمود :
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ ، وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ ، وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »
« 2 » .
از اين روايت نيز استفاده مىشود كه اين آيات ، به همين ترتيب و با همين الفاظ نازل شده است زيرا فرموده كه اينها ، ( يعنى اين آيات ) نازل گشت ، پس بايد همان الفاظ باشد تا اشارهء پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) صحيح باشد .
چند مؤيد ديگر
علاوه بر دليلهاى گذشته بىتناسب نيست در اثبات مطلب به چند مؤيد اشاره كنيم كه عبارتند از :
1 - مطلبى است كه بعضى از محققين آن را گفتهاند كه كلمات و خطبات پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) محفوظ و معلوم است و داراى اسلوب خاصى است و هيچ شباهتى به اسلوب قرآن ندارد پس هر گاه قرآن شريف از انشاء پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله )
هامش
( 1 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 101 ، باب « كان جبرئيل يعارض القرآن على النّبىّ ( صلّى اللّه عليه و آله ) » .
( 2 ) صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 207 .