وصى پيغمبر اكرماند باشند .
و اخبارى از على ( عليه السلام ) و اولاد معصومش نقل شده كه دلالت بر مطلب فوق دارند كه از آن جمله است :
1 - حضرت على بن ابى طالب ( عليه السلام ) در ضمن خطبهاى مىفرمايد : بدانيد آل محمد مانند ستارگانند كه هر گاه يكى از آنها غروب كند ديگرى طالع مىشود و خداوند در خلقت شما صنعت خود را كامل فرمود و به آرزوهايتان ارائه و راهنمائى نمود « 1 » .
پس براى مردم لازم است كه به حضورشان برسند و از انوارشان روشنايى بگيرند و با هدايت آنها مهتدى شوند .
و در خطبهء ديگر ، اين معنى را تأكيد مىفرمايد : بوسيله ما ، شما در ظلمتها هدايت شديد و در جاى بلندى نشستيد « 2 » .
2 - ثقة الاسلام كلينى با سند صحيح از ابو بصير از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مىكند : ما راسخ در علم هستيم و ما تأويل آن ( متشابه ) را مىدانيم « 3 » .
بنابر اين آنان كه جاهل به تأويلاند بايد به عالم آن مراجعه و كسب علم نمايند .
دوم اينكه : بسيارى از ارباب تصنيف در كتابهاى خود جملاتى مجمل و متشابه وارد مىكنند تا خواننده در رابطه با آن جملهها تأمل كنند و دقت نمايند تا مراد از آنها را درك كنند و خود مستقلا و بدون تقليد كوركورانه پى به معانى ببرند و بسيارى از كتابهاى مطبوع در عصر ما كه بحث انگيز بوده باعث شده كه دربارهء آن تحقيق كنند تا براى آنان حق ظاهر و هويدا گردد .
پس ممكن است هدف از وجود متشابه در قرآن شريف نيز همين مطلبى باشد كه ذكر شد كه مردم تحقيق كنند و در دنبال دليل بكوشند تا مطلب را از روى دليل نه تقليد ، درك كامل نمايند .
و شايد آنچه از سيد باقر حكيم نقل شده است كه : « نوعى از متشابه كه در قرآن شريف آمده مانند بعضى از مسائل خلقت و اكوان به همين اسلوبند تا در حقيقت آنها تأمل شود
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبه 98 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبه 3 .
( 3 ) اصول كافى ، طبع جديد ، ج 1 ، ص 213 .