تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و آيه شريفه
« أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ »
« 1 » : آيا خبرهاى سابقين به تو نرسيده ، خبر قوم نوح ، عاد ، ثمود و آنان كه بعدها آمدند كه جز خدا نمىداند و پيامبرانى بر آنها مبعوث شد كه همگى داراى مدرك و حجت بودند . و آيه شريفهء
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
« 2 » : به آتش ( كه براى سوزانيدن ابراهيم شعله‌ور بود ) گفتيم براى ابراهيم سرد و سالم و بىاذيت باش . چنان هم شد و برهان قاطعى براى آن حضرت گشت . و آيات ديگرى در قرآن شريف كه همگى دلالت دارند بر اينكه خداى تعالى براى انبياء معجزه‌اى كه پيغمبرى او را اثبات كند اعطاء فرموده است و به اينكه فردى از آنان در نزد مردم معروف به صدق و امانت بوده اكتفا نكرده است و نيز به اخبار پيغمبر سابق بر پيغمبرى لاحق قناعت نفرموده زيرا بسا افرادى هستند كه معتقد به دين و يا به نبوت آن پيغمبر گذشته نمىباشند تا براى آنان اخبار پيغمبر سابق حجت باشد .

فرق بين « آيات » و « بيّنات »

« آيه » در لغت به معناى علامت و نشانه و « بينه » به معناى دليل واضح آمده است « 3 » . در قرآن شريف ، اين دو كلمه - در مقام اثبات نبوت - به معناى معجزه و خارق العاده استعمال گشته است و اما برهان ، در مقام اثبات اموريست غير رسالت و نبوت چه امور اعتقادى باشد چه احكام و چه غير آن . . . چنانچه در قصه ابراهيم آن حضرت بر غروب ستاره‌ها و ماه و خورشيد ، احتجاج مىكند كه آنها خدا نيستند ، و قرآن از قول ابراهيم نقل مىكند :
« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . »
به تحقيق رو به كسى مىآورم كه خالق آسمانها و زمين است . پس خداى متعال از اين احتجاج به حجت تعبير آورده و مىفرمايد :
« وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ . . . »
: اينها حجت ماست كه به ابراهيم عطا كرديم تا با آنها بر قومش احتجاج كند .
هامش
( 1 ) سورهء ابراهيم ، آيه 9 . ( 2 ) سورهء انبياء ، آيه 69 . ( 3 ) مفردات راغب ، مادهء اى ، ص 33 .