تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
تكرار نشود . ما قبل از آنكه وارد بحث شويم بهتر است معناى اعراب و نقطه گذارى را بيان كنيم .

معناى نقطه گذارى و اعجام

بر حسب نوشته بعضى از كتب لغت ، مانند اقرب الموارد ، « 1 » اعجام ، به دو معنى ضد هم آمده است در وقتى كه مىگويند « اعجم الكتاب » يعنى صدا و حركات آن را نوشت و يا نقطهء آن را گذاشت بنابر اين حرف همزه در اول جملهء « اعجم الكتاب » براى سلب است يعنى سلب كردن عجمه و ابهام . و گاهى هم جملهء « اعجم الكتاب » به معناى « نوشته را بدون نقطه و اعراب نوشت » است . و جملهء « نقط الحروف » و « شكل الكتاب » نيز به همين معنا است يعنى ؛ نقطه و علامت ، عجمه و ابهام را بر طرف كرد . ولى رفع ابهام بوسيلهء نقطه را « نقط » و به وسيله ضمه و فتحه و كسره « شكل » مىگويند .

چه كسى نقطه را اختراع كرد ؟

در اينكه چه كسى نقطه را اختراع كرد اختلاف است ولى آنچه مشهور است اينكه ابو الاسود دئلى مخترع آنست و از باب نمونه قسمتى از آن اقوال را بيان مىكنيم . 1 - ابن نديم در الفهرست مىنويسد : در اينكه چه سبب شد كه ابو الاسود اقدام به چنين كارى كرده اختلاف است و ابو عبيده مىگويد : ابو الاسود از على ( عليه السلام ) علم اخذ مىكرد و به كسى هم از آن علم ابراز نمىنمود تا اينكه زياد ، از او خواست كه چيزى بنويسد كه سرمشق مردم باشد و كتاب خدا را صحيح قرائت كنند ولى قبول نكرد و عذر آورد و روزى در راه شنيد كه كسى آيه شريفهء
« أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ »
را با كسرهء لام مىخواند كه معنايش غلط و گناه است ، با خود گفت هيچ باور نمىكردم كه كار مسلمانها به اينجا برسد پس برگشت و به زياد گفت : كارى كه تصميم داشتى ، بجا بياور و براى من نويسندهء خوش فهم تهيه كن كه هر چه بگويم انجام دهد . پس ، از طائفه عبد القيس كسى را آورد ، قبول نكرد سپس كسى ديگر را آورد ، قبول شد و ابو العباس مبرد مىگويد : خيال
هامش
( 1 ) اقرب الموارد ، ج 2 ، ص 750 مادهء عجم .