رى ، 346 چون بيرون كند دست خويش بنه تواند ديدن آن را .
مواهب ، 3 / 240 چون بيرون آورد كسى دست خود را . . . نزديك نيست كه ببيند آن را .
آيتى ، 356 اگر دست خود بيرون آرد ، آن را نتواند ديد .
نور / 43
يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ .
ترجمهء رسمى ، 5 / 1119 خواهد كه روشنى برق آن ببرد بچشمها .
عشر ، 379 گاهگاه از ميان ابر برق درخشاند ، تو گويى هر ساعت چشمها را بربايد .
كمبريج ، 1 / 246 نزديك باشد كه روشنايى برق آن ابر ، ببرد بينايى ديدهها را .
پارس ، 75 خواهد كه روشنائى بخنوه آن ببرد بيناييها .
قصهها ، 4 / 706 نزديك بودى كه روشنايى بخنوه آن . . . ببردى چشمها را .
ميبدى ، 243 كاميد و نزديك بيد كه باريدن آن ميغ ديدهها از سرها ربائيد .
ابو الفتوح ، 8 / 228 نزديكست كه روشنايى آن ببرد چشمها را .
رى ، 347 روشنايى نزديك برق ، آنكه ببرد نور از چشمها .
مواهب ، 3 / 242 نزديك است كه روشنى برق آن ابر ببرد ديدها را .
آيتى ، 356 روشنائى برقش نزديك باشد كه ديدگان را كور كند .
* * *
لعلّ
انبياء / 58
لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ
ترجمهء رسمى ، 4 / 1034 يا مگر ايشان سوى او واگرند .