كمبريج منم منم ( ديگرباره از بهر تأكيد را ) خداى تو . بيرون كش از پاى هردو نعلين . . . كه تو در درهء مقدسى كه پاك كردهاند آن را دوباره .
پارس ، 13 منم من خداوند تو ، بكش در زير پاى تو كه تو به وادى پاك كردى [ اى ] دوباره .
قصهها ، 2 / 618 بدرستى كه منم كه منم پروردگار تو . بيرون كن نعلين ترا ، بدرستى كه توى بدين وادى پاك كردهء سپرده .
ميبدى ، 213 من خداوند توام ، نعلين از پاى بيرون كن ، تو بوادى مقدسى .
ابو الفتوح ، 7 / 445 بتحقيق منم من پروردگار تو پس بكن نعلينت را بتحقيق تو در وادى پاكيزهء طوائى .
رى ، 301 كه منم خداوند تو بيرون كن نعلين خويش را كه تويى در وادى پاك كرده ، نام وادى طوى .
مواهب ، 3 / 45 بدرستيكه من منم پروردگار تو ( تكرار ضمير براى توكيد . . . ) پس . . . بيرون كن از پاى خود نعلين خود را .
آيتى ، 312 من پروردگار تو هستم . پاىافزارت را بيرون كن كه اينك در وادى مقدس طوى هستى .
طه / 15
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ
ترجمهء رسمى ، 4 / 987 كه رستخيز آمدنى است .
عشر ، 103 بدان كه قيامت آمدنى است .
كمبريج ، 1 / 49 هر آينه كه قيامت . . . آمدنيست .
پارس ، 13 حقا كه رستخيز آمدنىست .
قصهها ، 2 / 618 بدرستى كه قيامتى آينده است .
ميبدى ، 213 رستاخيز آمدنى است .