مريم / 72
. . . وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
(
جِثِيًّا
را گاه مفعول دوم دانستهاند ) .
ترجمهء رسمى ، 4 / 965 و دست و از داريم كافران اندر آنجا همه برازو درآمده .
( نسخه بدل : ) به زانو اندر افتاده .
عشر ، 81 و بگذاريم اندر آن آتش مشركانرا جملگى ( ! ) .
كمبريج ، 1 / 35 و بگذاريم كافران ستمكار را در آن آتش در زانو افتادگان .
پارس ، 9 دست بداريم كافران را در آنجا همه .
قصهها ، 2 / 604 و فروگذاريم كافران را در آن به روى درافتاده .
ميبدى ، 210 و بگذاريم بيدادگران را در آنجا به زانو درافتاده .
ابو الفتوح ، 7 / 427 و واگذاريم ستمكاران را در آن به زانو آمده .
رى ، 297 و دست بداريم مشركان را اندر آنجا به زانو درآمده .
مواهب ، 3 / 30 و بگذاريم ستمكاران را در آتش به زانو درآمدگان .
آيتى ، 311 و ستمكاران را همچنان به زانو نشسته در آنجا وامىگذاريم .
* * *
قيد حالت به صورت جمله
مؤمنون / 75
لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
.
ترجمهء رسمى ، 5 / 1081 اندر روند اندر بيراهىشان مىگردند . ( نسخه بدل : ) اندر گردن بردگى خويش ، سرگشته همى گشتندى .
عشر ، 309 فرو روند اندر گم بودگى خويش كوروار و خيرهسر .
كمبريج ، 1 / 200 هر آينه كه فرود روند در بىراهى خويش و كفر خويش ، مىگردند سرگردان ، گمراه . . .
پارس ، 7 او پيكار كردندى در گردنكشى او فى راهىشان متحير مىگردندى .