گاه ناچار است معانى و عبارات حساس را عينا به فارسى برگرداند .
پيچيدگيهاى كار ترجمه از عربى به فارسى بسيار است و نگارنده كه نخستين پژوهنده اين سنگلاخ بىكران است ، مطمئن نيست كه با اين اندك توشه ، از آن بيابان درشتناك سرفراز بيرون آيد .
اما بايد اعتراف كرد كه جلد نخست اين كتاب ، به يمن قرآن ، اندكى آسانتر بود . زيرا هم متن زبان مبدأ كاملا استوار و يكدست و تحقيق شده است ، و هم ترجمههاى فارسى در چارچوبهاى معين و روشنى قرار گرفتهاند و نمونههاى آنها نيز سخت متعدد است .
فراوانى و گونهگونى اين نمونهها چندان است كه كتابهاى متعددى دربارهء آنها مىتوان تأليف كرد ؛ ايرانيان ، از آغاز شكلگيرى زبان فارسى تاكنون دستاندركار ترجمهء قرآن بودهاند ، به همين جهت تاريخ و سير تطور ترجمه از فارسى به عربى ، در هيچجا به روشنى ترجمههاى قرآنى نيست . از آن گذشته بسيارى از اين ترجمهها با تفسير و ذكر داستانهاى دينى همراه است و در آنها نثرى ديگر و ترجمههايى متفاوت پديدار شده است . ما خواستهايم در كتاب خود ، از انبوه اين مدارك گرانقدر كه به فضل قرآن فراهم آمده ، بهرهبردارى كنيم و تاريخ تطور ترجمه را - نخست در ترجمههاى قرآنى - باز نماييم .
در مسير راه ، مترجمان بزرگ را يكبهيك برگرفته ، از راه آثارى كه به جاى گذاشتهاند مورد تدقيق و حتى روانشناسى قرار دادهايم . اين فرزانگان در مقابل هر متن عربى ، رفتارى ديگر داشتهاند : در پيشگاه معجزهء قرآنى ، خوار و ناتواناند ؛ سلاح زبان را به زمين مىنهند و فروتنانه تسليم مىگردند و زبانشان از هرگونه سخنپردازى باز مىماند . سپس چون آيات الهى را در تفاسير ذكر مىكنند ، اندكى آرامش مىيابند و گستاخ مىشوند و گاه آيات را آزادانهتر به فارسى برمىگردانند . سرانجام چون به ترجمهء داستان تفسير مىپردازند ، عنان گشاده مىتازند و آثار جاودان فارسى را مىآفرينند . بررسى كشاكشهاى روانى ايشان در احوال گوناگون بهراستى شورانگيز است .
ترجمهء فارسى قرآن طى هزار سال ، ادبى براستى مستقل پديد آورده كه توانسته است پيوسته شخصيت و رفتار زبانشناختى خود را - تا سر حد امكان - حفظ كند : مثلا در آثار فارسى دوران صفوى كه نشان از اوج تباهى زبان فارسى و چيرگى شگفتآور
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٠