« 1 » اكثرشان جاهلاند . - يعنى اگر بدانستندى ، حكم بعدم تسويه بكردندى ، بس ازينجا عدم تسويه ميان عالم - و جاهل ، لازم آيذ ، و هم جنين در هر يكى . دليل سيّوم - قوله تعالى :
الآيه . وجه دليل آنست - كى : جون ارادت حقّ عزّ و علا اقتضاء آفرينش آدم كرد ، فرشتگان - كى معتكفان حظيرهء قدساند « 2 » . اعتراض كردند - بر خلق آدم . - و گفتند :
. - آنج من دانم شما ندانيد ، بس جون آدم را بيافريد ، او را عالم گردانيد - بماهيّات اشيا [ ( و ) ] بذانج هر جيز را صلاحيّت جيست ، بعد از آن بر ملايكه عرض كرد ، فرو ماندند . - بس آدم را گفت ايشان را آگاه كن ، و خبر ده از آنج تو مىدانى ، جون خبر داذ - فرشتگان گفتند : باكا خدايا كه توئى « 3 » ما را هيج علمى نيست - الّا آنج تو ما را آموختهء و ازينجا سرّ آفرينش آدم و سرّ
. - ظاهر شذ . - و اين دليلى « 4 » عظيم است : بر فضيلت علم . - و بر آنك هيج جيز از علم شريفتر نيست ، زيرا كى اگر بوذى فضيلت آدم به آن