شمال ؛ و وضع رقم ثمانيه بر عكس رقم سبعه ، به اعتبار علو و سفل ، مبتنى بر دقيقهاى چند است ملكوتى كه من ذى قبل « 1 » معلوم و مستبين خواهد آمد ، إن شاء اللّه العزيز العليم « 2 » .
ذنابة « 3 » الجذوة ابطال توهّم تنافى آراى مصنّف و افلاطون با انديشهء ابن سينا در ماهيت عدد ؛ و بيان نقصان زوج الزوج و قانون استخراج اجناس ثلاثه مبادا ضعيف العقل قليل البضاعتى « 4 » ، در وهدهء « 5 » توهّم افتد كه آنچه « 6 » در مطاوى كلام ما و كلام امام يونانيّين « 7 » - افلاطون الهى - و ديگر ائمّهء فنون حكمت پيش از ما « 8 » نصاب انطوا يافته ، منافى آن است كه معلّم مشّائيهء يونان تحقيق كرده و ما در كتاب تقويم الإيمان و غيره ، و شريك سالف ما در الهيات شفا و تعليقات / 142 / براهين بر آن اقامت كردهايم كه : هر عدد مركّب از وحدات است نه از مراتب اعدادى كه تحت مرتبهء آن عدد « 9 » واقع باشد . مثلا ستّه متألّف « 10 » است « 11 » از شش وحدت ، « 12 » نه از سه « 13 » اثنين يا دو ثلاثه يا « 14 » اربعه و اثنين يا « 15 » خمسه و واحد ؛ و نوع عدد را جزء صورى نمىباشد بلكه تنوّع عدد به نفس مادّه است كه وحدات هر نوع باشد « 16 » بخصوصها ، « 17 » و وحدات بالاسر اجزاى نوع ، و « 18 » مجموع تلك الوحدات نوع متحصّل است . چه در تقويم الإيمان آوردهايم كه مراتب اعداد ، اگر چه مقوّمات و