همراه بدن در حال تكامل است و در عين حال ، « روحانيّة البقاء » ست . پيشواى اين گروه « ارسطو » است و فلاسفهء بزرگى چون : الكندى ، فارابى و ابن سينا ، در اين مسأله هم ، پيرو اويند .
ب ) نظريّه گروهى كه اصولا نفس را موجودى مستقلّ روحانى و از عالم بالا مىدانند كه تنها براى تكامل خود ، تعلّقى تدبيرى با بدن دارد . سر سلسلهء اين گروه « افلاطون » است ، معلّم او ، سقراط هم بر اين نظر بود و بعدها شيخ اشراق ، و ساير حكماى اشراقى نيز اين نظريّه را پذيرفتند .
نكتهء قابل توجّه اين است كه اكثر پيروان اين دو نحلهء فكرى به نوعى قائل به وجود « عقل فعّال » ( عقل دهم از سلسلهء عقول ) هستند و تكامل نفس را نتيجهء تأثير و تصرّف آن مىدانند ، و در واقع اين نقطه نظر ، محلّ تلاقى و تلائم آرا و عقايد فلاسفهء آسمانى و زمينى و بينابينى است .
در هر حال آنچه كه در اينجا مورد نظر است شرح تعريف « انسان كامل » از ديدگاه سهروردى است .
شيخ اشراق - رحمه اللّه - اگر چه عالم را به عالم عقول و نفوس و اجسام تقسيم كرده است و نفوس ناطقهء انسانى را نتيجهء تابش نفوس مدبّره فلكى و فيض عقل فعّال مىداند ، در اينجا از اصطلاحات فلسفهء مشّاء استفاده كرده و انسان كامل را كسى مىداند كه نفس او مراحل اوّليّه هيولانى و بالملكه و بالفعل را گذرانده ، به مرحلهء « مستفادى » كه بالاترين مرحلهء تكامل نفس است رسيده باشد .
توضيح اينكه : كسانى كه نفس را جسمانيّة الحدوث و روحانيّة البقاء مىدانند ، مراحل تكامل نفس ناطقه يا عقل نظرى را به سه مرحله تقسيم كردهاند :
1 . مرحلهء هيولانى ، كه نفس در اين مرحله عارى از هر گونه ادراكى است ، امّا مستعدّ قبول ادراكات است .
2 . مرحلهء بالملكه ، در اين مرحلهء مدركاتى براى نفس حاصل مىشود و قدرت و ملكهء انتقال به مرحلهء بالفعل را احراز مىكند .
3 . مرحلهء بالفعل ، در اين مرحله علاوه بر حصول اوّليّات ، نظريّات هم براى او حاصل مىشوند ، امّا به گونهاى نيست كه اين نظريّات هميشه در نزد او حاضر باشند ، بلكه تنها
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٨٨