پيشگفتار
محمّد سيّد الكونين و الثقلين و الفريقين من عرب و من عجم فاق الّنبيين فى خلق و فى خلق و لم يدانوه فى علم و لا كرم ( بوصيرى قرن هفتم هجرى )
سپاس خداى را - جلّت اسمائه - كه با خامهء مشيّت ، نقش هستى بر صحيفهء خلقت كشيد و جهان را از سراپردهء عدم به سر منزل وجود و ظهور درآورد ؛ هر چيزى را بجاى خويش فرو نهاد و جنّ و انس و جهان هستى را با همه جلوهها و جلاها خلقت فرمود .
براى اين كه درين بستانسراى خلقت ميوه و نوباوهء آفرينش را جلوهگر سازد ، انوار تابناك انبياء عظام و اوليا و اوصياء كرام را دستورى بروز و ظهور داد و تاج « كرّمنا » بر سر « بنى آدم » نهاد و بحر و برّ را مسخّر وى ساخت كه گوهر وجود خود را دريابد و به كمال خلقت كه « معرفت » و « عبوديّت » ذات بى مثال « حقّ » است برسد ؛ كه هدف از اين خلقتها جز معرفت و بندگى نيست :
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » .
شكوفهء ممتاز اين درختان وجود و ميوهء شايسته و گل سرسبد آفرينش را وجود مقدّس پيامبر خاتم ( ص ) قرار داد كه حاصل همهء خلقت و نقاوه و نتيجهء همهء
هامش
( 1 ) ذاريات ، آيهء 56 .