تخلّف عنها غرق : مثل خانواده و عترت من مثل كشتى نوح است كه هر كه در آن سوار شد نجات يافت و هر كس روى تابيد غرق شد .
[ 5 ] - سخنهاى باطل و مايهء گمراهى .
[ 6 ] - هيهات ! چه دور است !
[ 7 ] - در آن هنگامى كه نه زمان بود نه مكان .
[ 8 ] - بر ولاء و دوستى او هر كس زيست كند يا بميرد رستگار است .
[ 9 ] - بضاعت مزجات : سرمايهء اندك .
[ 10 ] - آذر برزين : نام يكى از آتشكدههاى ايران است .
[ 11 ] - استبرق : ديباى ستبر .
[ 12 ] - زينت دادن -
[ 13 ] - اشاره است به شكستن ايوان كسرى در شب ولادت حضرت رسول ( ص ) .
[ 14 ] - منظور حضرت محمد ( ص ) است كه خداوند دربارهاش فرمود : لولاك لما خلقت الافلاك ( حديث قدسى ) .
[ 15 ] - آتش سخت جهنده و شعله زن ، جهنم .
[ 16 ] - اشارت است به خسرو پرويز كه نامهء حضرت رسول اكرم ( ص ) را پاره كرد و خداوند متعال شيرويه پسرش را بر او مسلّط كرد كه شكم پدرش را پاره نمود و به نگون بختى ابدى دچار شد .
[ 17 ] - مسمار : ميخ .
[ 18 ] - منظور حضرت يونس است كه پس از چهل روز كه از شكم ماهى بدر افتاد كدو بنى بررست و او را سايه كرد .
[ 19 ] - اشاره است به حديث نبوى ( ص ) كه فرمود : ما اوذى نبىّ به مثل ما اوذيت : هيچ يك از پيغمبران به قدر من از امت آزار نديدند .
[ 20 ] - زنجير در . زلفى يا زرفى در .
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: احمد احمدى بيرجندى
ص١٢١