هامش
[ 2 ] - اشاره است به تسبيح سنگريزه در دست حضرت رسول ( ص ) .
[ 3 ] - علم لدنّى : علمى است كه بنده از خدا آموزد ، بدون واسطهء ملك يا پيغمبرى به حكم :وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً( آيهء 65 سورهء كهف ) و علمى است كه اهل قرب را به تعليم الهى و تفهيم ربّانى معلوم و مفهوم شود نه به دلائل عقلى و شواهد نقلى . علم لدنّى از سه طريق براى بندهء مقرّب خداوند حاصل مىشود : وحى - الهام - فراست .
[ 4 ] - جزاف ( معرّب گزاف ) حدس و تخمين و مبالغه و از حد خارج ، بيهوده و سرسرى .
[ 5 ] - نبىّ السيف : از القاب حضرت رسول اللّه ( ص ) است .
[ 6 ] - قاف : كوهى است افسانهيى كه نام آن در قرآن مجيد آمده است و مفسّران آن را كوهى مىدانند محيط بر زمين و گويند از زبرجد سبز است و سبزى آسمان از رنگ اوست . برخى آن را بر كوه البرز يا كوههاى قفقاز منطبق مىدانند .
[ 7 ] - اطلس گردون : منظور اطلس فلك ، كنايه از آسمان و فلك اطلس است كه بالاترين فلك مىباشد .
[ 8 ] - سجاف : حاشيهاى كه بر لباس دوزند - باريكهاى كه در حاشيهء لباس دوزند : فراويز .
[ 9 ] - عزيزى : اشارت است به « عزيز » مصر كه در دستگاه فرعون معاصر حضرت يوسف ( ع ) بسيار مقتدر و بانفوذ بود . وى همسر زليخا بود .
[ 10 ] - سبع عجاف : اشاره است به آيهء 47 سورهء يوسف :يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ . . .: « اى يوسف ! اى بسيار راستگوى تعبير خوابى را كه در آن هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مىخورند و هفت خوشهء گندم . . . اعلام كن . »
[ 11 ] - مجرّه : كهكشان
[ 12 ] - منظور هفت سيّاره ( يا هفت آسمان ) كه آنها را آباء سبعه مىگويند .
[ 13 ] - چهار مادر ، كنايه از چهار عنصر : آب و خاك و باد و آتش كه آنها را « امّهات اربعه » ناميدهاند .