است و حكمت ، حدّ واسط شرّ و گربزى و جهالت و سفاهت - شجاعت واسطهء بين إقتحام و تهوّر و بىپروايى و جبن : بزدلى و بددلى - عفّت واسطهء ميان شره و آزمندى و ضعف شهوت - سكينه ، حدّ وسط ميان سخط و ضعف غضب -
غيرت :
حدّ واسط ميان حسد و سوء عادت و ظرف : حدّ واسط خلاعت و فدامت و تواضع ، واسطهء كبر و دناءت نفس و سخاء واسط ميان تبذير و تقتير و
حلم :
حدّ واسط بين خلابت و حسن خلق و حياء : واسطهء ميان وقاحت و حصر و وقار : حدّ واسط هزء و مسخرگى و سخافت است .
براى اطّلاع بيشتر به « تهذيب الأخلاق » كه با مقدّمه و تصحيح و ترجمه و تعليق اينجانب دكتر سيّد محمّد دامادى ، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى آن را انتشار داده است / 1371 ه ش نشر دوّم بنگريد .
بطّال
؛ بيكار ، بيكاره ، كاهل ، ياوهگو ، دروغگو ، دلاور ، دلير .
پاداشن ؛ پاداش ، روز پاداشن :
روز قيامت ، روز جزا
پرويزن
؛ آلتى است كه بدان بيختنىها چون شكر و آرد و امثال آن را بيزند ، ألك ، غربال ، آردبيز
پاىماچان ؛
به اصطلاح صوفيان و درويشان صف نعال باشد كه كفش كن است « برهان »
« پس بفرمود تا دستور را از دست و مسند وزارت به پاى ماچان ذلّ و حقارت بردند . » [ مرزبان نامه باب اوّل ]
« . . . هر آن كه ديگرى را دون مرتبهء خويش بيند بدانچه دارد خرسندى نمايد و شكر مقام خود بگزارد تا جملهء خلايق از صدر و پيشان محفل تا پايان و پاى ماچان همه در حال يكديگر نگاه كردند . » [ مرزباننامه باب نهم ص 515