« يحيى بن معاذ » « 1 » گويد : « علامت فقر ، خوف فقر است . [ تذكرة الاولياء / 370 ]
« أبو حفص حدّاد » گويد : « نيكوترين وسيلتى كه بنده به آن تقرّب كند دوام افتقار است به همهء حالها و ملازمت سنّت در همهء فعلها و طلب قوت حلال . »
[ تذكرة الاولياء / 398 ]
« حمدون قصّار » گويد : « حال فقير در تواضع بود . چون به فقر خويش تكبّر كند ، بر جملهء اغنياء در تكبّر بايد كه زيادت آيد . » [ تذكرة الاولياء 403 ]
« احمد بن عاصم أنطاكى » « 2 » گويد : « نافعترين فقرى ، آن بود كه تو بدان متجمّل و راضى باشى و نافعترين عقلى آن بود كه تو را شناسا گرداند تا نعمت خداى - عزّ و جلّ بر خود بشناسى و يارى دهد تو را بر شكر آن و برخيزد بر خلاف هوى . »
[ تذكرة الاولياء صص 411 و 412 ]
« جنيد بغدادى » « 3 » گويد : « فقر ، خالى شدن دل است از اشكال . »
[ تذكرة الاولياء ص 445 ]
« ابن جلاء » « 4 » را از « فقر » پرسيدند ، خاموش شد . پس بيرون رفت و باز آمد گفتند : « چه حال بود ؟ » گفت : چهار دانگ سيم داشتم ، شرمم آمد كه در فقر سخن گويم تا آن را صدقه كردم . » [ تذكرة الاولياء / 498 ] پرسيدند كه مردكى مستحقّ اسم فقر گردد ؟
گفت : آن گه كه از او هيچ باقى نماند . » و گفت : « صوفى ، فقيرى است مجرّد از اسباب . » و
هامش
( 1 ) - براى اطّلاع از اجمال احوال و اقوال و مآخذ سرگذشت او رجوع شود به « شرح بر مقامات اربعين » يا « مبانى سير و سلوك عرفانى » صص 404 - 403
( 2 ) - براى اطلاع از احوال و اقوال و مآخذ سرگذشت او رجوع شود به مأخذ فوق صص 363 و 364
( 3 ) - براى اطّلاع از احوال و اقوال و مآخذ سرگذشت او به « ابو سعيد نامه » صص 250 و 251 و صص 387 و 388 شرح بر مقامات اربعين نشر دوّم مراجعه شود .
( 4 ) - براى اطّلاع از احوال و اقوال و مآخذ به « شرح بر مقامات اربعين » ص 364 مراجعه شود .