69 . رؤيا [ الرّؤيا ]
تعبير خواب
پادشاه مصر خواب ديد كه هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر همى خوردند ، و هفت خوشه سبز و ديگر هفت خوشه خشگ .
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ .
« 1 » شاه خواب خود را با رجال دربار و دانشمندان بميان گذارد . آنان از تعبير عاجز ماندند و آن را اضغاث احلام و خواب پريشان خواندند . يوسف صدّيق ، كه در تعبير خواب بسيار قوى و توانا بود ، چنين تعبير كرد : هفت سال در امر كشاورزى جدّيت كنيد و در هر سال به قدر احتياج از گندمها استفاده نمائيد و آنچه بيش از قوت مرد مست بدون اينكه از خوشهها خارج نمائيد انبار كنيد . پس از اين هفت سال مملكت را قحطى عظيمى فرا ميگيرد و اين قحطى نيز هفت سال طول ميكشد ، مردم سخت در مضيقه واقع ميشوند . در اين مدت بايد از آنچه ذخيره شده است استفاده نمائيد . گفتهء يوسف عينا عملى شد و در سالهاى قحطى از ذخائر سالهاى قبل استفاده كردند و كشور مصر در پرتو درايت يوسف از سقوط قطعى و مرگ خلاص شد . در اثر اين تعبير عالمانه و خدمت
هامش
( 1 ) سورهء 12 آيهء 43