قال رسول اللَّه ( ص ) كان يوسف احسن و لكنّى املح . « 1 » رسول اكرم ميفرمود كه حضرت يوسف زيباتر بود ، ولى من از او نمكينترم . اشرف يوما على رسول اللَّه ( ص ) فقال ما ظننت الّا انّه اشرف علىّ القمر ليلة البدر « 2 » . روزى على عليه السّلام بمحضر پيغمبر اكرم شرفياب شد ، قيافهء جذّاب و صورت زيبايش بقدرى جلوه داشت كه پيغمبر فرمود چنين پنداشتم كه ماه شب چهارده به من نزديك شده است . امام صادق عليه السّلام فرمود : مردى بخانهء رسول اكرم آمد و درخواست ملاقات داشت . موقعى كه حضرت خواست از حجره خارج شود و بملاقات آن مرد برود بجاى آئينه ، جلوى ظرف بزرگ آبى كه در داخل اطاق بود ايستاد و سر و صورت خود را مرتّب كرد ، عايشه از مشاهدهء اين كار بعجب آمد ، در مراجعت عرض كرد يا رسول اللَّه چرا در موقع رفتن در برابر ظرف آب ايستاديد و موى و روى خود را منظّم كرديد : قال يا عايشه انّ اللَّه يحبّ اذا خرج عبده المؤمن الى اخيه ان يتهيّأ له و ان يتجمّل . « 3 » فرمود : عايشه ، خداوند دوست دارد كه وقتى مسلمانى براى ديدار برادرش ميرود خود را بسازد و خويشتن را براى ملاقات او بيارايد .
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ محمد تقي فلسفي
ص١١٩
هامش
( 1 ) سفينه « ملح » صفحهء 546
( 2 ) بحار 9 ، صفحهء 450
( 3 ) مكارم الاخلاق ، صفحهء 51