روضهام گردد ز روضات جنان و قدسيان * در هبوط و در صعود ، افواج آنان بهر بار
جان فداى آن مقامت اى امام هشتمين * و آن جمال دل نشينت اى شه با اقتدار
اى سرور قلب زهرا ، مرتضى را نور عين * وارث اجداد طاهر ، بر ولايت هم مدار
اى دريغا گشتهاى مسموم و مقتول از جفا * جان و دل سوزد از اينغم اى بغربت از ديار
رفتى از دنيا بغربت ، اى غريب اهل بيت * با دلى آكنده از غم ، هر دو چشم اشكبار
خواهرت معصومه اكنون هم ز هجرت داغدار * نور چشمانت جواد هم در غم تو سوگوار
ورقى از گلستان مهدى آل محمد صفحه 67 - 65 از : سيد كاظم نبوى شاعر ديگرى در ضمن اشعار خود گفته :
گفت پيغمبر كه يك پاره تنم افتد بطوس * رو ببوس از پا و سر مولا على موسى الرضا
هر كه بنمايد زيارت آن غريب طوس را * در سه موطن مىكند يارى على موسى الرضا
در شب اول كه او را ميگذارندش بقبر * دوما اندر صراط آيد على موسى الرضا
سوما در پاى ميزان حساب يارى كند * برسد بر داد شيعه حضرت موسى الرضا
نقل از : ديوان گلچين فخر الحسينى ص 70 . از سيد عبد الحسين بناء چاپ نجف