ارزش اين كفش چند است ؟
( حديث 60 )
و اللَّه لهى احبّ ( اى النعل ) الىّ من امرتكم . . .
ترجمه : به خداوند بزرگ و بىهمتا سوگند ياد ميكنم كه اين « لنگه كفش » فرسوده و دريده را از پيشوائى شما بيشتر دوست ميدارم .
از گفتگوى على ( ع ) با عبد اللَّه بن عباس نهج البلاغة خطبه 33
على را چنان موزه فرسوده بود * كه زان موزه پاى على سوده بود
بر او ابن عباس روزى رسيد * به تعمير آن موزه مشغول ديد
چو دريا كه آيد ز طوفان به جوش * ز غيرت بر آورد از دل خروش
چنينش سخن با على در گرفت * كه هر كس ز كار تو دارد شگفت
مكن رنجه از موزهء پاره پا * رها كن ز پا موزهء بىبها
نگر بس بر آن وصله انداختى * كسش پاى افراز نشناختى
على داد او را به نرمى جواب * جوابى نكوتر ز در خوشاب
كه تائى از اين موزه در نزد من * بخواهى بدانى چه دارد ثمن
بود بيش از شاهى عالمى * كه در آن شوم غافل از حق دمى
مرا ننگ از موزهء پاره نيست * كنم فخر كز مال بيچاره نيست
چنين رادمردان حق بودهاند * كه بر عرش پاى شرف سودهاند
اگر اهل ايمان و صاحب دلى * ز ( برنا ) شنو راه و رسم على
از فضل اللَّه اعتمادى ( برنا ) نقل از كتاب على راز ناشناخته صفحه 42