« صحيفهء علويه » را تحرير كرد ، و در نوزدهسالگى از شيراز بطهران رفت و آنجا با ميرزا محمد حسين كاتب السلطان كه پسر عمهء وى و فرزند حاجى محمد على از سلسلهء همين تجار قديم شيراز بود و در ص 77 « فارسنامه » نيز ذكر شده ملاقات نمود و دو جلد « قرآن مجيد » به خط خوش خود نوشت و در سفارتخانه انگليس منشى اول گرديد ، و بعد از مدتى بموجب خوابى كه قبلا ديده بود و برادرش ميرزا مصطفى نيز اشارت بدان نمود يك جلد « قرآن مجيد » را در سنه 1315 بمركب چاپ درسى ورق كه هر صفحهاى نيمجزو و هر نيمصفحهئى حزبى باشد نوشت و در سنه 1316 آن را تمام كرد و براى مطبعهء خوب كه آن را چاپ كند از راه رشت باسلامبول و از آنجا بوين و بعضى ديگر از ممالك فرنگ رفت ، و آخر الامر در سنه 1317 بايران برگشت و ده هزار نسخهء مطبوع از آن را بايران آورد ، و بعد از آن « منظومهئى » شامل تفصيل علت طبع اين نوع قرآن به وزن « مثنوى مولوى » بنظم آورد كه ما خلاصهء آن را اينجا نقل كرديم .
* ( 1128 - وفات شيخ عبد الرحيم صفىپورى هندى ) *
وى از علماء لغت عرب و فضل و ادب در هند بوده و كتابى بنام « منتهى الارب » در لغت عرب تأليف كرده ، و در اين سال - چنانكه در « رساله احوال سيد عبد الحى حسنى ( 1286 ) ص : ن » نوشته - وفات نموده « 1 »
هامش
( 1 ) براى تكميل اين شرح حال رجوع به « نزهة الخواطر 7 : 258 » و « مؤلفين كتب چاپى 3 : 829 » . م .