است و بههمينجهت به سيد كشفى معروف شد ، و شعر هم مىگفته .
و او در سال 1189 - چنان كه در « الذريعة 9 : 911 ش 6021 » فرموده - در قصبهء اصطهبانات فارس متولد شده و تحصيل علوم شريعت و طريقت نموده تا از معاريف رجال عصر خود گرديد . و در اصطهبانات و اصفهان و يزد و بروجرد مساكنى اختيار كرده در هريك از آنها دوسه سالى مىماند و اهل علم و عمل از فيض تدريس او فائدهها مىبردند .
در جلد قاجاريه « ناسخ التواريخ » در ضمن خروج فرزندش سيد يحيى كلماتى دارد بخلاصهء اينكه : سيد جعفر از اجلهء علما بود و وراى طريق شيخ احمد أحسائى و ملا صدرى قانونى ديگر داشت ، و در تفسير و تأويل با فقهاى عصر خالى از بينونتى نبود . اما علما با او از در مبارات بيرون نمىشدند چه او را شيخوختى بنهايت و زهادتى بكمال و فضيلتى بسزا بود و كتب مؤلفهء او در نزد فضلاى عصر مكانتى تمام داشت ، انتهى .
و او كتب چندى تأليف نموده از آن جمله : كتاب « سنابرق » در شرح بازغ از شرق يعنى دعاى « اللهم انى اسألك بمعانى جميع ما يدعوك به ولاة امرك » چنانكه در « الذريعة 12 ش 1520 » فرموده ، و صادره از ناحيه مقدسه است ، تأليف آن سنه 1261 .
و در اين سال در بروجرد وفات كرده و هم آنجا دفن شد ، و فرزندانى چند از او باز ماند :
اول مرحوم سيد مصفى 42 كه از اهل ورع و تقوى بوده ، و آقاى خاتونآبادى دو پسر بنام سيد محمود 43 كه پدر سيد روح اللّه 44 بوده ، و سيد محمد 43 حقائق از او ذكر مىكرد و سيد محمد مذكور در مستدركات ( 1327 ) بيايد . و نيز فرزند ديگرى داشته بنام سيد جعفر 43 كه فرزند او سيد موسى 44 در ( 1317 ) بيايد .
دويم سيد يحيى 42 « 1 » .
هامش
( 1 ) سيد يحيى شخصى فاسد العقل و المذهب بوده و در فتنهء بابيه در نيريز كشته شده و دو فرزند از او بازمانده كه از آنها نام و نشانى در دست نيست . و مخفى نماند كه راقم اين سطور سابقا مشجر نسب و شرح حال مرحوم آقا سيد جعفر صاحب عنوان و دودمانش را در مجلد اول كتاب « جامع الانساب » نوشته و آنجا براى سيد جعفر دوازده نفر فرزند پسر ياد كردهايم . م .