اول كتاب « حظيرة القدس » در شصت جلد . دويم كتاب « بستان الشرف » در مختصر آن در بيست جلد . سيم « كتابى در أنساب » بنام فخر رازى و ازاينجهت آن را « فخرى » گويند ، انتهى . و برحسب طبقه نشايد كه محمد بن اسماعيل ابو البركات مشهدى فرزند اين اسماعيل باشد .
و بههرحال ، حاج سيد محمد مهدى 38 دو فرزند داشته : يكى آقا سيد محمد 39 امام جمعه كه در ( 1288 ) بيايد . و ديگر حاج مير سيد على 39 صاحب اين عنوان و او معروف بحاج آقا بزرگ و متخلص به ضيائى و از علماء عصر ما بود . و در ورقهء مرقومه در تمجيد او بسيار مبالغه و او را وصف بزهد و ورع و تقوى و جامعيت علوم عقليه و نقليه و طب و نجوم و رياضى و فنون غريبه از قبيل جفر و أعداد و طلسمات نموده و نوشته كه آباء و اجدادش همگى اهل علم و مروج دين و حامل لواى شريعت و عهدهدار امور مذهبى بودهاند ، و او در اين سال در سهده متولد شده و پس از تحصيل علوم مقدماتى باصفهان رفت و آنجا در نزد ملا على اكبر فشاركى و حاج شيخ محمد باقر و ميرزا محمد هاشم چهارسوئى درس خواند ، تا در اندك زمانى سرآمد أقران گرديد و از ميرزا محمد هاشم و آقاى نجفى اجازت روايت يافت ، و آقاى نجفى همواره با وى در مسائل فقهيه مذاكره نموده و رأى او را ترجيح مىداد . و حاج مير سيد على مدتى رياضت كشيده و تصفيه قلب فرموده بهطورىكه بسيارى از مسائل مشكله را بطريق مكاشفه حل مىنمود ، و چندى در برخى از شهرها گردش كرده و با علما و اعاظم ملاقات و معاشرتى كامل بجا آورد و در مراجعت از مشهد مقدس خدمت حضرت امام عصر ( عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ) تشرف حاصل كرد و بيشتر اوقات مشغول تأليف و تصنيف و ترويج شرع شريف و دين مبين و تخريب اساس مبتدعين بوده چنانكه در موقعى كه چند نفر بابى در سهده پيدا شدند بدستور وى عدهاى از آنها مقتول و بقيه فرارى گشتند و تاكنون در اين قصبه از اين فرقه كسى بهم نرسيده . و در عزادارى حضرت سيد الشهداء ( ع ) سعيى بليغ داشت و همواره در اقامت آن همت مىگماشت . و چون صداى مشروطهخواهى در ايران بلند شد او با علماء اصفهان در آن كار همآهنگ و در تأسيس آن كوششى بسزا نمود بطورىكه مىتوان وى را يكى از مجاهدين در اين راه نام برد . و در طول مدت عمر چندين كتاب تأليف كرده كه تا
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1759
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٧٥٩