تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1727

مساهمون:

ص١٧٢٧
الدّين شاه بظهور رسيد فتنه‌اى بر پا شد و شيخ محمد تقى پس از ماندن مدت بيست و نه سال در كردستان ، در سه‌شنبه بيست و نهم ماه ربيع المولود سنه 1314 هزار و سيصد و چهارده - مطابق ( . . . ) سنبله ماه برجى - بقتل رسيد ، و خانه و اثاثيه‌اش و بخصوص كتب و مؤلفاتش همه را غارت كردند ، و غير از « رساله‌ئى در رضاع » چيزى از او باقى نگذاشتند ، چنان‌كه در « شهداء الفضيله : 339 - 341 » فرموده « 1 » .

* ( 1048 - وفات مرحوم سيد محمد حسن موسوى اصفهانى ) *

وى فرزند مرحوم سيد محمد تقى موسوى است كه در ( 1236 ج 3 ش 511 ) گذشت . مرحوم سيد محمد حسن از علما و فقهاء زمان خود بوده و در حدود سال 1207 يا كمى پس و پيش متولد شده و در نزد علماء اصفهان چون حاجى كرباسى و آقا سيد صدر الدّين عاملى درس خوانده تا بمرتبهء اجتهاد نائل گرديد . آن‌گاه در سنه 1245 بتهران رفت و مدتى در آنجا ساكن و با علماء آن سرزمين محاورت و مباحثت داشت . پس به سمت عتبات عاليات رهسپار و در كرمان شاه چندى در نزد يكى از فرزندان آقا محمد على بهبهانى درس خواند ، و بعد از آن بنجف رفت و مدت دو سال در نزد علماء [ آنجا ] به تحصيل مشغول و باجازات روايتى و غيره نائل گرديد . پس باصفهان برگشت و آنجا تا آخر عمر ساكن و بتأليف
هامش
( 1 ) شرح حال صاحب ترجمه بر نهج مرقوم ، در كتاب « بزرگان و سخن‌سرايان همدان 2 : 94 » نيز آمده و در پايان ، علت شهادت او را از « نقباء البشر : 242 » كه مختصرى درباره صاحب عنوان نوشته چنين ترجمه كرده است : « در اعلام الشيعة [ مقصود نقباء است ] آمده است كه قاضى كردستان معروف بشيخ الاسلام كه اهل سنت و جماعت بود امر بكشتن وى داد و عامهء مردم او را با طرزى فجيع كشتند و چون خبر قتل وى بكرمانشاهان رسيد اهالى بهيجان آمدند و به خون‌خواهى وى برخاستند ولى قاضى مذكور با دادن رشوه ببرخى از رجال دولت سبب شد تا موضوع مسكوت بماند و خون اين عالم بزرگ پايمال گرديد . انتهى . م .