داشته باشد ) .
و او در پنجشنبه چهاردهم ماه شعبان المعظم سنه 1345 هزار و سيصد و چهل و پنج ، چنان كه در « معاريف » نوشته - مطابق 27 بهمنماه باستانى - در تهران وفات كرد و در مقبره ابن بابويه دفن شد .
و فرزندش ميرزا ضياء الدّين قريب مستشار سفارت ايران در پاريس بوده . و اينك اين اشعار از صاحب عنوان نوشته شد :
زلف سمنساى دوست بر كف باد صباست * يا بگريبان صبح نافه باد خطاست
مهر برآمد بكوه يا مه كنعان ز چاه * فجر دميد از افق يا بت فرخلقاست
صبح اميدى چنين صدق نويدى چنان * غايت مهر و وفا آيت لطف خداست
عمر منى ، گرچه رفت عمر بپايان و باز * چشمبهراه اميد گوش ببانگ در است
ترك جفا گر كند ور نكند ؛ ترك ما * شيوه خوبان جفا چاره عاشق وفاست
نغمهء ربانى است گر همه اسرار غيب * گر تو پسندى صواب ور نپسندى خطاست !
و او برادرى داشته بنام ميرزا محمد تقى كه در « الذريعة 8 : ش 314 » در ضمن كتاب « الدر اليتيم » مرقوم وى را ذكر كرده و از اينكه صاحب عنوان را بذكر وى معرفى كرده معلوم مىشود او أعرف از صاحب عنوان بوده « 1 » .
هامش
( 1 ) مآخذ شرح حال صاحب عنوان در « فرهنگ سخنوران » بدين شرح است : « طرائق الحقائق 3 : 354 » « مجله يادگار ، سال 5 ش 3 بقلم محمد قزوينى » « مجله تعليم و تربيت سال 2 :
589 - 595 بقلم يكى از افاضل » « مجله ارمغان ، سال 7 : 537 - 545 » و « سخنوران نامى معاصر » برقعى . م .