مرقومه گذشت ، و خود از علما و ادبا بوده كه در اين سال در بغداد متولد شده ، و پس از بزرگى جدى تمام در طلب علم نموده چندانكه در سن جوانى مشاراليه همگانى گرديد ، و در بيستسالگى قاضى بصره شد ، و همى بمناصب عاليه انتقال مىنمود ، تا در ماه رمضان المبارك سنه 1330 هزار و سيصد و سى در موقعى كه عضو مجلس معارف كبير بود وفات كرد .
* ( 1009 - وفات امير ، شاعر سنه اردلانى ) *
وى اسد اللّه بيك فرزند نجفقلى خان و برادرزادهء حسنعلى خان والى كردستان ، و خود از شعراء آن عصر بوده كه « ديوانى » شامل سههزار شعر دارد ، و در اين سال وفات نموده ، و در « مجمع الفصحا » اين اشعار را از او آورده :
چنان صيدى نبودم كاينچنين بى خود شوم رامش * فريب دانهء خالم چنين افكنده در دامش
ز انبوه غمت در سينهام دل آنچنان سوزد * كه اندر گله افروزد شبان اندر شبان آتش
بعد از اين جز در ميخانه مرا نيست مقام * خاصه اكنون كه بهار آمد و شد ماه تمام
مرا سفيد شد از هجر ديده چون يعقوب * ز وصل يوسفم اى باد بوى پيرهنى