سروده فاضل بزرگوار جناب آقاى حاج سيد مجتبى كيوان
در رثاى استاد محقق مرحوم شيخ محمد على معلم حبيبآبادى قدس سره
دريغ و درد كه داس زمانه ديگر بار * درود از چمن فضل خوشهاى پربار
بلندپايه اديبى اريب رفت از دست * كه بود پايهء كاخ ادب ازو ستوار
بمنزلت « ز شمار دو چشم يكتن كم » * بمرتبت ز شمار خرد فزون ز هزار
جناب شيخ محمد على معلم فحل * بزرگوار و نكو سيرت و نكو رفتار
سراى خاطرش از جلوهء حبيبآباد * روان طاهرش از مهر دوست برخوردار
بكلك بود چو مفتاح فاتح الابواب * بطبع بود چو خورشيد مطلع الانوار
معلمى كه بدرسش نشسته صد استاد * محققى كه ز كلكش گشوده بس اسرار
بزندگانى هشتاد و هشتساله خويش * بنشر دانش و فرهنگ داشت استمرار
دقيقهاى بنياسود از اشاعه علم * « چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار »
به ماه تير و به شهر رجب به حق پيوست * كه دوست را نبود جز بكوى دوست قرار
وفات اوست بتاريخ شمسى از هجرت * « سواد كلك معلم مكارم الآثار »
1355 شمسى هجرى