سراينده : جناب آقاى سيد حسين مرندى فرزند دانشمند مرحوم سيد العلماء الاعلام حاج سيد عبد العلى مرندى
گرگ چالاك روزگاربين * چون نشسته كمين براى شكار
پير و برنا و عالم و جاهل * هست يكسان به پيش آن غدار
مىبرد ، مىدرد ، هلاك كند * هرچه آيد بچنگ آن خونخوار
ليك حيف است عالمان بردن * جاهلان هشتن و شدن سربار
بالاخص عالم ستوده خصال * فاضل بىهمال و شرعمدار
آن معلم كه بود از اعلام * وان محقق كه بود از ابرار
قانع و ساخته به حد اقل * كاين بود از خصايص اخيار
كى تواند شمرد آثارش * بندهء ناتوان و بىمقدار
كه معرف نشايدى بودن * از معرف فروتر و كمبار
بلكه بايد بزرگ مردانى * چون همائى شهره در اقطار
يا كه روضاتى جليل الشان * برشمارند از او همه آثار
رحمت كردگار بر روحش * مدفنش باد مطلع الانوار
پى تجليل وى مرندى گفت * با كمال خلوص اين اشعار
رحلت او بسال شمسى هست * ابدى شد مكارم الآثار