چهل و يكم كتاب « يادداشتهاى روزانه » كه در كتاب « رجال ايران در سه قرن اخير » بسيارى از آن نقل مىكند « 1 » .
اين تأليفات كه چنانكه ديدى عدهء آنها بالغ بر چهل مىشود با برخى ديگر كه منسوب باعتماد السلطنه است و ما نديده و تفصيل آنها را ندانسته و ننوشتيم از يك نفر مرد عادى هرچند همه نوع اسبابى هم براى او جمع باشد به نظر بعيد مىنمايد و در اطراف اين همه تأليفات منسوب بوى حرفهائى زده مىشود كه وى اين همه اطلاعات را از كجا آورده و چگونه در اين كتب عديده جمع كرده .
در « مجله نوبهار . شماره 18 صادره در 7 ج 1 - 1341 » شرحى نوشته بخلاصهء اين كه مرحوم عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه ( ره ) در زمان وزارت علوم شرحى به تمام شهرهاى ايران نوشت كه هريك از آنها جغرافى شهر خود و تاريخ و احوال رجال و بزرگان علمى و ساير متعلقات آن را بنويسند و بتهران بفرستند ، و البتّه تمام امتثال كرده و چنين نمودند و آن نوشتهها دوازده جلد ضخيم گرديد و پس از وفات وى در دست اعتماد السلطنه افتاد و هماكنون آنها در وزارت خارجه موجود است ، انتهى .
و در « مجلهء يادگار سال 3 شماره 3 ص 36 » شرح حال او را عنوان كرده و در آن فرمايد وى صاحب تأليفات كثيرهء منسوب به او است كه در حقيقت جميع آنها ( باستثناى يكى دو از آنها كه از جمله كتاب « خلسهء » او است ) تأليف ديگران است ، و اين امرى است كه در عصر ما مستفيض بلكه اجماعى است ، و شايد بعد از آن أخلاف آتيه گمان كنند كه از خود او است ، انتهى .
و در ( شماره 3 سال 5 نيز در ص 58 ) باز اصرارى بليغ نموده كه جزء اعظم اين تأليفات از شمس العلماء و بعد از آن از فروغى و برخى هم از ديگران است كه به زور و تهديد وى انجام مىگرفت و او خود به كلى از علوم ادبى و اسلامى و تاريخ و رجال و امثال آنها بىبهره بوده و فقط زبان فرانسه را خوب مىدانسته ، انتهى .
هامش
( 1 ) يادداشتهاى روزانه همانست كه به شماره 33 « وقايع يوميه » گذشت و اخيرا در تهران بنام « روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه » در يك مجلد بزرگ چاپ شده . م .