ذكر كنيم ، پس اينك بوفاء آن وعده آمده و گوئيم كه :
در اين سال - چنانكه در « تاريخ قاجاريه » تأليف سپهر كاشانى و بعضى از كتب ديگر نوشته - ميان دولتين ايران و عثمانى دربارهء بعضى از امور سياسى و دولتى كدورتى بهم رسيد كه منجر به ترك روابط ميان آن دو دولت گرديد ، تا در اواخر اين سال نجيب پاشا كه مردى دلاور و نابكار و پاشاه بغداد بود براى اينكه مردمان كربلا اكثر شيعه و اهل ايران بودند . لشكر بدان شهر مقدس كشيده و قتل عامى فجيع در آن به عمل آورد ، و ما در سال 1216 نوشتيم كه در « روضات » در احوال ملا عبد الصمد مذكور ( ص 353 ) آن را قتل سيم دانسته و بعد از ذكر واقعهء وهابيه كه آن را دويم شمرده چنين فرموده :
اما قتل سيم پس ، آن در عصر ما در اواخر سنه 1258 اتفاق افتاد و چنان كشتار فظيعى واقع شد كه منجر بقتل نزديك ده هزار از مردان و پسران گرديد غير از نهب و غارت بغايت سخت ، و نجيم پاشا والى بغداد امر بسلوك و رفتار بد با مردمان آن مشهد مقدس نمود ، و لشگريانش در كوچه و بازار و خانهها ريختند چنانكه گوئى مگر آن وعدهء مفعولى از قضاى حق بوده ، و جمعى كثير از علما و سادات بدون تقصير و مجاورين و زوار بقتل رسيدند كه از بيان تفصيل آن زياده بر اين از وضع اين كتاب بيرون خواهيم افتاد ، انتهى .
و در « قصص العلماء : 48 » بعد از بيان شرحى از مشاجرات بين فرقه شيخيه تبعهء حاج سيد كاظم رشتى و علماء در آن اوقات در كربلاى معلا و اينكه اكثر اوقات اهل علم در آن زمان بدين مشاجرات مىگذشت ، فرمايد :
پس در اين أثناء پاشاه بغداد كربلا را محاصره نمود و فتح كرد و در آن ارض اقدس قتل عام نمود و عجم ذليل و خوار در نظر اغيار شدند ، و رفع اين مشاجره گرديد ، انتهى .
و در « تاريخ اصفهان » در وقايع اين سال فرمايد : قتل عام كربلا به حكم نجيب پاشا ، انتهى .
و پوشيده نباشد كه در هرجا اسم اين نانجيب ديده شده نجيب پاشا نوشتهاند ، الا اينكه ديدى در « روضات » نجيم پاشا نوشته .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1583
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٥٨٣