* ( 806 - تولد بهار ، شاعر شروانى ) *
وى ميرزا نصر اللّه از بزرگزادگان شروان قفقاز است كه دودمانش از نجباى آن سامان و خود شاعرى معروف و سخندان بوده ، و همانا در اين سال - چنان كه در كتاب « سخنوران نامى معاصر 3 : 42 » نوشته - در شروان متولد شده ، و در جوانى براى كسب دانش بهندوستان رفت و چندى در آنجا مانده و باز بايران آمد و به خدمت بسيارى از دانشمندان رسيد و از هريك فيضياب و بهرهمند گرديد ، آنگاه باصفهان رفت و آنجا با غلامحسين ميرزاى صدر الشعراء ( كه در سال 1222 ش 315 ص 740 گذشت ) ملاقات نموده و چندى با يكديگر انيس و جليس بودند و سپس باهم بتبريز رفتند ، و مدتى با اديب ناصر ديلمى روز گذاشت ، و در سنه 1275 با وى بتهران آمد و از آنجا بخراسان رفت و در خانه صبورى ملكالشعراى آستان قدس منزل نمود ، و باز در سنه 1295 بتبريز رفت و منشى قونسولگرى فرانسه شد و او چندين كتاب تأليف كرده :
اول كتاب « تحفة العراقين » . دويم كتاب « نرگس و گل » كه هر دو منظوم مثنوى هستند . سيم « ديوان اشعار » . چهارم كتابى در « لغت فرانسه به فارسى » در دو جلد كه قونسول فرانسه آن را از او گرفته و گويا بنام خود چاپ كرده .
و بالاخره ، بهار در سنه هزار و سيصد و چهار پس از مدت پنجاه و دو سال عمر ، در تبريز وفات كرده و همانجا دفن شد ، و خود اين بيت را فرموده :
پنجاه و دو سال زحمتم داد * پنجاه و دو سال زندگانى
تا اينجا چنان كه ذكر شد مأخوذ از « سخنوران نامى معاصر » است . و در « الذريعة 9 :
144 تا 146 » پنج نفر شاعر ديگر بتخلص بهار ذكر كرده كه بجمله شش نفر بهار بشوند ،